Hamid Ghanbari

همکاری با شجریان برایم به یادماندنی‌ است!

همکاری با شجریان برایم به یادماندنی‌ است!

06, 2017

گفت‌وگوی روزنامه «همبستگی» با حمید قنبری :
گروه موسیقی «کلون زمان» که سرپرستی‌اش را به عهده دارید، چه شد که به فکر تشکیل این گروه افتادید و هدف اصلی چه بود؟

كلون زمان، همان گونه كه اشاره شد با محوريت ريتم و سازهای كوبه‌ای تشكيل شده و قطعا درمورد موسيقی‌های توليد شده توسط اين گروه، نقش سازهای كوبه‌ای و حجم صوتی آنها نسبت به آنچه تاكنون در موسيقی كلاسيک ايرانی مرسوم بوده كاملا تغيير كرده است! اين عملكرد به گونه‌ای است كه ابتدا جملات و بستر اصلی را سازهای كوبه‌ای مي‌سازند واگر قرار به همراهی سازهای ديگر باشد، نقش آنها صرفا رنگ آميزی و افكت گونه خواهد بود.

تجربه همکاری با استاد شجریان، حسین علیزاده و سالار عقیلی چه تفاوت‌هایی دارد؟

از تجربه همكاری با گروه‌های مختلف موسيقي قطعا گروه «شهناز» به دليل حضور استاد شجريان، برای من برجسته و بيادماندنی‌تر است! اين همكاری كه در حدود پنج سال به طول انجاميد، شامل تور كنسرت‌های داخلی و خارج از ايران در كشورهای اروپايی، آمريكا، كانادا و استراليا بود و قطعا تجربيات بزرگی به همراه داشت! ولی متاسفانه به دليل بيماری استاد مدتی است كه اين همكاری متوقف شده است و من اكنون خوشبختی همراهی با يار ديرين ايشان جناب استاد حسين عليزاده در گروه «هم آوايان» رامي‌چشم! جالب اينكه از نگاه و دريچه احساس من اين دو بزرگ مرد نقاط مشترک بسياری دارند كه يكی از بارزترين آنها، عشق به كار و درک و دريافت هدف اصلی هنر و تاثيرات اجتماعی آن است.

از فعالیت‌های دیگرتان برای مخاطبان «همبستگی» صحبت کنید .

من تا كنون در توليد و انتشار آلبوم‌های زيادی افتخار همكاری داشته ام كه از آن جمله مي‌توان به مرغ خوشخوان و رندان مست «استاد شجريان، گروه شهناز» ری تا رم «عليرضا قربانی به آهنگسازی سعيد نايب محمدی» آلبوم آن روزها و سايه روشن مهتاب و ابرو كمان به خوانندگی «محمد معتمدی» و يارمست و دوران عشق به خوانندگی «سالار عقيلی و گروه سور» اشاره كرد. اكنون بيشتر مشغول تمرين ايده‌های جديد با گروه كلون زمان هستيم!

شرایط موسیقی امروز، به ویژه موسیقی کلاسیک را چگونه می‌بینید؟

به نظر من در هر دوره‌ای از تاريخ، با توجه به شرايط موجود و نقش هنرها، خصوصا موسيقی در ايران تعيين كننده و حساسيت زا بوده است. آنچه مسلم است موسيقی ايرانی، هرچند خسته و زخمی، تا به امروز دوام آورده و قطعا خواهد آورد. ولی كم لطفی‌ها همچنان ادامه دارد و بی‌توجهی خصوصا در بخش آموزش لطمه‌های بسياری بر پيكر اين هنر وارد كرده، چرا كه بدون آموزش قدرت، تشخيص مخاطب متزلزل می‌شود و زمانی كه قدرت تشخيص ضعيف شود، نوع مبتذل موسيقي جان ميگيرد و اين وضعيت امروز بسيار ملموس است!

مشاهده خبر در سایت همبستگی

Menu